X
تبلیغات
رایتل

نگاهی به مقوله نوجوانی، اردو و غنی سازی اوقات فراغت  

 

 فعالیت های غیررسمی عموماً مؤثرتر و کارآمدتر از فعالیت های رسمی به حساب می آیند و به رشد و تکامل شخصیت مطلوب و تسهیل بخشی رشد و تکامل اجتماعی نوجوانان می انجامد و امکان تفریحی سالم را برای فرد به همراه دارد

.

اوقات فراغت، اوقات ایستا و مرگ زمان نیست، حد فاصل دو فعالیت نیست، منقطع از یک فرآیند آموزشی و تربیتی نیست، بلکه ادامه همان جریان و فرآیند است حتی با شدت و اثربخش تر از آن، چرا که هدف اساسی همه فعالیت های مدرسه، ایجاد انگیزه ها و محرک های لازم برای ادامه رشد و تکامل طبیعی سالم دانش آموزان و امکان کسب معرفت و مهارت های ضروری و ارزش های مطلوب برای بهره مندی از زندگی مطلوب است و در دنیای جدید برای رسیدن به این اهداف مهم دو راه پیش بینی شده است:

یکی از راه ها فعالیت رسمی و محدود به کلاس درس است که کم و کیف آنها از سوی وزارت آموزش و پرورش تعیین و ابلاغ می شود و معمولاً مدرسه، معلم و دانش آموز از آزادی عمل و ابتکار مطلوب نیز محروم اند. دیگری از طریق فعالیت های غیررسمی که به کلاس و حتی مدرسه نیز محدود نبوده و بیش از هر عامل دیگر، از میزان علاقه، تجربه و قدرت ابتکار مربیان و دانش آموزان متأثر است. فعالیت های غیررسمی عموماً مؤثرتر و کارآمدتر از فعالیت های رسمی به حساب می آیند و به رشد و تکامل شخصیت مطلوب و تسهیل بخشی رشد و تکامل اجتماعی نوجوانان می انجامد و امکان تفریحی سالم را برای وی به همراه دارد.

 

متأسفانه در نظام تعلیم و تربیت خود، به شدت از فعالیت های غیررسمی و غیرمستقیم غفلت کرده ایم و به خاطر تب بالای کنکور و کسب موفقیت در دوی ماراتن ورود به دانشگاه که مهمترین ملاک گزینشش متکی بر حافظه نوجوانان این مرز و بوم است، می بینیم که چگونه به قرنطینه سازی آموزشی و رشد و تقویت حافظه نوجوانان خود می پردازیم و از رشد و تکامل اجتماعی و شخصیتی و حتی جسمانی آنان از طریق ورزش و همچنین مهارت آموزی غافل شده ایم. امروزه شاهدیم که علاوه بر عموم مدارس که در تابستان به تشکیل کلاس های جبرانی و تقویتی و ارائه خدمات آموزشی مشغولند، آموزشگاه های علمی و کلاس های کنکور نیز به کمک اولیا شتافته اند تا فرزندان آنها را در قبولی آزمونهای نفسگیر کنکور تضمین کنند. از آنجایی که جامعه سالم نیازمند افراد سالم است و نوجوان و جوان سالم، سرمایه سالم و برکت جامعه است، بیایید به جامعه سالم فردایمان بیشتر بیندیشیم، جامعه ای که سعادت و سلامت نوجوانان و جوان در آن تأمین شدنی باشد. دستیابی به سلامت و سعادت او نیازمند برنامه ریزی است و برای برنامه ریزی هر گروهی، بایستی ابتدا مخاطب شناسی کرد و در این راستا ضروری است دوره نوجوانی را خوب بشناسیم و به این پرسش پاسخ داده شود که: چرا به دوره نوجوانی تکیه می کنیم و به آن اهمیت قائلیم؟ به نظر بیشتر صاحبنظران تعلیم و تربیت «نوجوانی برزخ میان کودکی و بزرگسالی است»نوجوان در این سن شیفته دستیابی به استقلال است.

 

دوره نوجوانی دوران تحول و تغییر است، دوره تولد دوباره فرد است. دوره شکل گیری شخصیت فرد است. دوره بی سروسامانی روحی است. دوره نوجوانی، عموماً دوره «زندگانی تشنج انگیز» و دوره «طوفان و فشار» است. دوره شکل پذیری، دوره کسب مهارت ها، دوره تغییرات جسمانی و روانی، دوره تکامل هوشی و ذهنی است، دوره نشاط و شادابی، دوره هدایت و هویت یابی و دوره مسئولیت پذیری فرد است و در نهایت باید گفت: این دوران، « نقطه عطف زندگی » انسان است. با عنایت به ویژگی های این دوران است که بر توسعه برنامه های غیررسمی (فوق برنامه) در تمامی نظام های تعلیم و تربیت تأکید می شود. چرا که فعالیت های غیررسمی مانند برگزاری فعالیت های گروهی بر اصول و قواعد و قوانینی استوار است که بر پویایی، نوگرایی، خودپویایی، نفوذ و انگیزش اعضای گروه تأ کید دارد و اینها نیز از مقولاتی هستند که در نوجوان مؤثرتر است. اگر سعادت و بهروزی نوجوان ملاک توسعه جامعه سالم باشد، بایستی برای اوقات فراغت او برنامه ریزی شود. به برخی از ویژگی های فعالیت های گروهی غیررسمی که وجه تمایز آن از فعالیت رسمی مدرسه ای است، می توان به قرار زیر اشاره کرد:

 

۱- مدیریت پرهیزی به جای تجویزی: محور برنامه، دانش آموز (نوجوان) است و خود بالندگی او مطرح است و مربی فقط تسهیل کننده امور است.

۲- خود آغاز گری و خودفرمانی عضو، محور است و هدایت و نظارت غیرمستقیم و پرهیزی مربیان توصیه می شود. همان گونه که تا فرمان را دست فرد ندهیم رانندگی یاد نمی گیرد، نوجوان را تا رهایش نکنی، تربیت نمی شود.

۳- فعالیت های گروهی یک کلاس باز است که فرد باید خود کشف کند و خود دریابد و خود به کار گیرد.

۴- تخلیه هیجانات سرگردان نوجوان، رهایی از احساسات با کسب بینش و دریافت ادراکات جدید همراه با رفتارهای خودمبتکرانه را به دنبال دارد.

۵- رشد عاطفی، توسعه خودپنداری و تعیین نیازهای پرورشی نوجوان را به همراه دارد.

6- موجب ارتقاء آگاهی و رشد فردی، کسب مهارت ها، ارتقای آموزش های اجتماعی و تحصیلی متنوع نوجوان می شود. ۷- نوجوان توانایی ها وشایستگی های خود را کشف و بر آنها وقوف می یابد.

۸- همان گونه که به هنگام نفس کشیدن نمی توانیم حرف بزنیم و در بیرون دادن است که می توانیم حرف بزنیم، در فعالیت های غیررسمی است که دانش آموز فرصت می یابد که حرف بزند، چرا که در اینجا برخلاف فعالیت رسمی، هدف انباشتن ذهن او نیست، هدف پرورش روح اوست.

۹- تأکید بر نقاط مثبت و پاداش دهی است و از نقاط منفی، تغافل و از مجازات پرهیز می شود. در پاداش نیز به این اصل بایستی توجه کرد که: «پاداش بایستی براساس نیازهای ارضا نشده فرد باشد.»

۱۰- آن فعالیت گروهی مطلوب است که محیط مملو از یادگیری، نقش مربی آسانگری و تسهیل بخشی و دانش آموز خود فرمان و آغازگر باشد. حال در بستر نقادی می توان گفت به میزانی که فعالیت های گروهی ما و یا تشکیل کلاس های فوق برنامه در تابستان به ملاک ها و ویژگی های یادشده نزدیک باشد، به همان میزان به کسب توفیق در اجرای فعالیت غیررسمی نائل آمده ایم و الا خدای ناکرده به عوض «فرصت سازی»، به «فرصت سوزی» پرداخته ایم.

 

حال در بستر نقادی می توان گفت به میزانی که فعالیت های گروهی ما و یا تشکیل کلاس های فوق برنامه در تابستان به ملاک ها و ویژگی های یادشده نزدیک باشد، به همان میزان به کسب توفیق در اجرای فعالیت غیررسمی نائل آمده ایم وگرنه به جای «فرصت سازی»، به «فرصت سوزی» پرداخته ایم. یکی از کامل ترین فعالیت های گروهی که اثری بس ماندگار در تربیت و شخصیت فرد دارد، برگزاری اردوهای با برنامه و صحیح است، چرا که:

* اردو لحظه های جدایی از زندگی روزمره است و دگرگونی اساسی هم در این ساعات به وجود می آید، استعدادها را نیز در این جمع شدن ها می توان کشف و تقویت کرد،

* اردو جایگاه معرفی هویت نوجوانان و تصحیح و شکل دادن به این هویت است،

* اردو پنجره باز و روزنه نامحدودی است به سوی طبیعت، معرفت، فرهنگ و شناخت مسایل گوناگون زندگی و روزگار.

* در اردو و هر تشکیلات دیگر،مهم این است که روح تشریک مساعی، تعاون، ایمان، صداقت و معرفت در بین اعضا به وجود بیاید.

* اصل اردو آشناسازی فرد با طبیعت است.

* اگر انگیزه نوجوان و والدین برای شرکت در اردوها کمتر شده، بایستی علت را جستجو کرد. شاید در اردو آموزشهایی داده شده که فرد احساس می کند در جای دیگر مثل آموزشگاه و مدرسه و مسجد هم می تواند آن آموزش ها را فراگیرد.

* شاید در اردو، آموزش مهارت ها و فنون جای خود را به چیزهای دیگری داده است،چرا که در اردو «کار» محوریت دارد، مثلاً شمارش درخت در اردو، یافتن انواع سنگ در کنار رودخانه یا دریا، یافتن غذا و تهیه آن یا مخابره با پرچم و یا مخابره با سوت که مثلاً با یک سوت بیا، با دو سوت قایم شو و اینها کاری است که هم آموزش است و هم لذت بخش است و موجبات مفرح شدن روح را فراهم می کند و از این باب تفریح هم هست، مگر نه آن است که هر چیزی موجبات انبساط روح و لذت خاطر انسان را فراهم کند، تفریح است، همان گونه که حضرت علی(ع) می فرمایند: «بهترین تفریح، کار است» که در فرهنگ ما این می تواند یک پارادوکس تلقی شود.