X
تبلیغات
رایتل

بهداشت بلوغ و نوجوانی 

 

 واژه های کلیدی

سلامت بلوغ، بهداشت بلوغ، بلوغ جسمانی، بلوغ هیجانی، عاطفی، بلوغ اجتماعی، نوجوان

بیان مسئله

          بلوغ در لغ به معنی رسیدگی و پختگی است. بدیهی است با توجه به تعریف سلامت، بلوغ  در ابعاد جسمانی، روانی عاطفی، معنوی و اجتماعی و در سنین نوجوانی پی ریزی می‌شود. امروزه در دنیا سلامت نوجوانان به عنوان مطلبـی مستقل مطرح شده است، این امـر مخصوصــا از کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه ـ  قاهـره 1994  (ICPD) به بعد مورد تاکید ویژه ای قرار گرفته است و هر روز مطالب جدیدی در مورد آن نوشته و گفته می‌شود. شایان ذکر است که بر طبق تعریف، نوجوانی سنین بین ده تا نوزده سال را شامل می‌شود.

چرا بهداشت نوجوانان اهمیت دارد ؟

1) دنیای امروز، نوجوانان بیشتری نسبت به سایر زمان ها دارد

طبق سرشماری سال 1375; 25% جمعیت کشور ایران را افراد 19ـ10 سال تشکیل می‌دهند. این تعداد افزون بر 16 میلیون نفر جمعیت می‌باشد.

 

2) تاثیر دوره جوانی بر بقیه سال های زندگی حیاتی است

در نظری کلی بر زندگی یک فرد، پی می‌بریم که در طی آن سه دوره از اهمیت بیشتری نسبت به سایر سال های عمر دارد و تاثیر این دوره ها بر سال های بعدی، قطعی و حیاتی است. واحد زمان در این دوره ها با واحد زمان در سایر دوره ها یکسان نیست.

اولین دوره مهم، دوره جنینی فرد است. فرد در مدت نه ماه اعضا و توانایی هایی را برای بقیه سال های عمر به دست می‌آورد و اگر در این مدت نتواند آن کفایت ها را کسب نماید چه بسا در مرحله جنینی و یا دوران خارج از رحم، زندگی سختی را در پیش خواهد داشت. مثل فردی که در دوران جنینی نتواند از قلب سالم یا پای سالمی ‌برخوردار شود.

دومین دوره مهم، زمان تولد و اولین سال زندگی است. در زمان زایمان، تنفس در خلال دقایق اول، از اهمیت ویژه ای برخوردار است، طولانی شدن این زمان موجب آسیب های طولانی مدت برای فرد خواهد شد و لذا همگی افراد یاری دهنده برای زایمان، سعی وافر بر تنفس نوزاد در لحظات اول را دارند. فرد در طی نه ماه از یک نوزاد حدود سه کیلویی به شیرخوار حدود نه کیلو می‌رسد و در این مدت از نظر کیفی، توانایی های بیشتری پیدا می‌کند. نوزادی که توان حرکت نداشت، در پایان سال اول می‌ایستد، راه می‌رود و حرف می‌زند.

سومین مرحله و دوره مهم فرد، دوره نوجوانی است که فرد از طریق گذر از آن از کودکی به بزرگسالی وارد می‌شود. و توانایی ها و کفایت هایی را کسب می‌کند که در زندگی بزرگسالی از آن ها استفاده کند و اگر نتواند، دوران بزرگسالی راحتی نخواهد داشت.

 

3) نوجوانی زمان گذر از کودکی به بزرگسالی و آمادگی برای بزرگسالی است

نوجوانی زمان اکتساب باروری، اکتساب خصوصیات عاطفی هیجانی بزرگسالی، زمان کسب هویت فردی و اجتماعی . . .  می‌باشد. بلوغ فیزیکی و روانی و عاطفی در نوجوانی، متحول شده و ادامه می‌یابد.

 

4) بسیاری از مشکلات جسمانی، روانی، اجتماعی و رفتار های ناسالم ریشه در زمان نوجوانی دارند

 ازدواج های ناموفق، حاملگی های پرخطر، مرگ و میر ها، عادات و رفتار های ناسالم از این زمان نشات می‌گیرند. تحقیقات نشان می‌دهند که بیشتر افراد سیگاری اولین سیگار را در زمان بلوغ تجربه کرده اند.

5) نوجوانان آینده سازان جامعه هستند

نوجوانان کنونی، جامعه و دنیای دهه های آینده را اداره خواهند کرد. پس پرداختن به سلامت نوجوانان سرمایه گذاری برای آینده است.

مسئله چیست ؟

          1) نوجوان تغییراتی در جسم و روح خود احساس می‌کند. سوالاتی برای او مطرح می‌شود و دچار اضطراب می‌گردد. این علایم چیست در من رخ می‌دهد ؟ آیا این تغییرات طبیعی است ؟ آیا در همه اتفاق می‌افتد ؟چه تغییراتی طبیعی هستند ؟ من کی ام ؟ . . . او نیاز به تطابق با این تغییرات دارد. حمایت و آرامش می‌خواهد.

          2) سوالات مطرح شده در صدای مشاور سازمان بهزیستی، طیف گسترده ای از آن ها را در رابطه با بلوغ و مسایل مربوط به آن نشان داد. انواع و اقسام سوالات از قبیل شرایط و وضعیت عادات ماهیانه، بیماری های عفونی، ایدز، حاملگی و . . .  مطرح شده بود. و این امر نشان از نیاز نوجوان به دانستن و کسب آگاهی از تحولاتی است که در خود و اطرافش می‌گذرد.

          3) با اینکه نوجوانی در فرهنگ ها اغلب با جشن و شادی همراه است ولی نوجوانان برداشت خوبی از بلوغ و بزرگ شدن ندارند. یک نظر سنجی از دختران روستایی نشان داد که اکثر دختران نگرش منفی و احساس ترس و نگرانی از بلوغ دارند و اکثرا رفتار های ناسالم بهداشتی در باره قاعدگی از خود نشان می‌دهند. یافته های مطالعه دیگری نشان داد که حدود 19ـ16% دختران و 19% پسران، بلوغ را حادثه ای خوشحال کننده و امیدوار کننده می‌دانند. دختران رفتار های سلامت مناسبی در ضمن قاعدگی ندارند. عموما منبع اکتساب اطلاعات، دوستان، کتب، مجلات 000 می‌باشد. بنظر می‌رسد که نحوه برداشت افراد جامعه از جنسیت و نقش جنسیتی خود سالم نیست و این امر موجب تظاهرات مختلف، اختلالات سلامت جسمانی، روانی عاطفی و اجتماعی می‌شود.

پس بطور خلاصه می‌توان گفت  

·        نوجوانان، سرمایه های آینده و آینده سازان جوامع هستند

·        آگاه هستند

·        نیازمند اطلاعات هستند و اگر اطلاعات صحیح از منابع سالم دریافت نکنند، از منابع ناسالم کسب خواهند کرد و صدمات طولانی مدت خواهند دید.

·        به دلیل کثرت تعداد در سرنوشت جامعه تعیین کننده هستند.

·        به دلیل جهانی شدن و پیشرفت ارتباطات با همه نوع مسایل و اطلاعات مواجه هستند. پس باید قدرت تمیز اصول صحیح از ناصحیح را یاد داشته باشند.

          در دنیا نیمی از نوجوانان در مقابل ایدز و بیماری های مقاربتی و حاملگی حفاظت کافی ندارند. در معرض روابط جنسی ناسالم و حفاظت و حمایت نشده، مصرف مواد، بیماری های مقاربتی، روابط جنسی فارغ از مسئولیت، حاملگی زودرس، خشونت، شکست در درس و مدرسه و موارد مربوط به سلامت فردی، تغذیه، ورزش . . .  هستند. در ایران طبق سرشماری 1375، 4% دختران 14ـ10 ساله و 19% دختران 19ـ15 ساله ازدواج می‌کنند. یعنی حدود 23% دختران زیر20 سال ازدواج می‌نمایند و در معرض حاملگی زودرس و عواقب آن قرار می‌گیرند. متاسفانه تنها 33% از این افراد، از روش های پیشگیری از بارداری استفاده می‌کنند. و یک سوم این نوجوانان در سال اول ازدواج باردار می‌شوند.

 

          در دوران نوجوانی می‌توان از بیماری های مزمن و ناتوان کننده بزرگسالی پیشگیری نمود. بسیاری از مرگ و میر ها و بیماری ها و ناتوانی های دوره نوجوانی قابل پیشگیری است. پس امروزه پرداختن به سلامت نوجوانان از برنامه های دارای اولویت سلامت و پزشکی پیشگیری در دنیا محسوب می‌شود. رفتار پرخطر نوجوان بر سلامتی آتی او تاثیر می‌گذارد. اولین علت مرگ نوجوانان جراحات و تصادفات است. در مرحله بعدی خودکشی و قتل قرار دارد و سپس نئوپلاسم، بیماری های قلبی و ناهنجاری های مادرزادی هستند.

چرا سلامت نوجوانان برای پزشکان و کارکنان بهداشتی مطرح می‌شود ؟

 

·        پزشکان و کارکنان بهداشتی، شهروندان جامعه هستند و تحت تاثیر تمامی مسائلی هستند که بر جامعه می‌گذرد.

·        افراد کلیدی برای سلامت هستند. آیا صنف دیگری برای تشخیص هنجار و ناهنجار در جامعه می‌شناسیم ؟

·        می‌توانند مسایل را در جامعه شناسایی کنند و نیاز ها را بسنجند و راه حل و مداخلات مناسب ارائه دهند.

·        می‌توانند در سلامت جامعه نقش فعال داشته باشند و احیانا، از پرداخت تاوان عواقب موضع انفعالی آگاهان سلامت در جامعه پیشگیری کنند.

·        از توان علمی لازم برخوردار هستند.

·        از نظر علمی و فرهنگی، مورد قبول جامعه می‌باشند.

·        مردم، آنان را محرم راز خود می‌دانند و معمولا مشکلات و مسایل خصوصی خود را بیشتر با پزشکان، مطرح می‌کنند تا افراد دیگر.

·        می‌توانند با همکاری تمامی ارگان ها و نهاد های جامعه که بنحوی با سلامت نوجوانان ارتباط دارند، روح سلامت را در جامعه بدمند.

بلوغ چگونه اتفاق می‌افتد ؟

·        در شروع و کارکرد بلوغ، یک برنامه ریزی مغزی مسئول می‌باشد.

·        ساعت رشد و تکامل در مغز، فرایند بلوغ را هدایت و تنظیم می‌کند.

·        به عبارتی بلوغ در اثر رسیدگی سیستم عصبی مرکزی است که شروع می‌شود.

·        تغییرات بلوغ در دختران و پسران قدری متفاوت است.

بلوغ دختران  

 

محور هیپوتالاموس، هیپوفیز، تخمدان در دختران

عوامل موثر بر زمان شروع بلوغ  

          در شروع و ادامه بلوغ، فعالیت کلی بدن و ازجمله فعالیت غدد تیروئید و فوق کلیه، عوامل مربوط به تغذیه، بیماری های مزمن، محرکات بینایی، بزاقی، عاطفی و . . . تاثیر دارند. سن متوسط بلوغ در دختران 18ـ8  سال است. معرفه عمده، وراثت است ولی تعدادی عوامل دیگر در شروع و روند آن موثرند. وضعیت تغذیه، سلامت کلی، محل جغرافیایی، در معرض نور بودن، وضعیت روانی، از آن جمله اند. بلوغ در دختران چاق نسبتا زودتر شروع می‌شود. در دختران دچار سوء تغذیه شدید دیرتر آغاز می‌گردد. سکونت در روستا ها و مناطق نزدیک به استوا و ارتفاعات کم، بلوغ را تسریع می‌کند و دختران ساکن  مناطق دور از  استوا و ارتفاعات، بلوغ را دیرتر تجربه می‌کنند. در مجموع، نسبت به چند دهه قبل سن بلوغ قدری کاهش یافته است که تصور می‌شود به دلیل بهبود وضعیت تغذیه و شرایط زندگی سالم تر باشد. گاهی بلوغ در دختران خیلی چاق یا مبتلا به دیابت یا دختران ورزشکار دیرتر اتفاق می‌افتد.

صفات ثانویه جنسی کدامند ؟

          هر نوزاد دختری با صفات اولیه جنسی که شامل رحم (زهدان یا بچه دان)، دو عدد لوله رحمی، دو عدد تخمدان، واژن و دستگاه تناسلی خارجی است، متولد می‌شود. چنانکه قبلا اشاره شد، رشد صفات ثانویه جنسی بستگی به شروع و فعالیت محور هیپوتالاموس، هیپوفیز، تخمدان دارد.

علایم بلوغ جسمانی دختران  

·        رشد پستان ها

·        پیدایش مو های تناسلی و زیر بغل

·        تبدیل شکل کودکی بدن به بزرگسالی

·        تبدیل صدای کودکانه به زنانه

·        تغییرات و تحولات اسکلتی

·        رشد و تحول در غدد عرق و چربی

·        رشد و جهش سریع در قد و وزن

·        تغییر پراکندگی چربی در بدن

·        جوش جوانی

·        تمایل به جنس مخالف

·        قاعدگی (منارک)

          معمولا این علایم با همدیگر ادامه می‌یابند، تفاوت های فردی باید مدّ نظر باشد. معمولا قاعدگی آخرین علامت است. جهش قد و افزایش سریع در قد، باعث افزایش 25 سانتی متر به قد دختر نوجوان می‌شود. این افزایش تا زمان قاعدگی، سریع است ولی وقتی اپی فیز استخوان های دراز در اثر هورمون های جنسی و مخصوصا استروژن بسته شد، بعد از آن سرعت افزایش قد خیلی کند و تدریجی می‌شود. دختران تا 25 سالگی نیز اضافه قد و رشد جثه پیدا می‌کنند، این امر در مورد رشد و تکامل لگن که بعد ها نقش مهمی در امر زایمان ایفاء خواهد کرد.

          قاعدگی معمولا آخرین علامت بلوغ در دختران است. منارک (سن اولین قاعدگی) در دختران ایرانی بطور متوسط در 13 سالگی می‌باشد و داشتن آگاهی های لازم در زمان مناسب، فرایند بلوغ را در فرد راحت تر، دلپذیرتر و سالم‌تر می‌سازد.

زمان دادن اطلاعات به دختران نوجوان  

          بدیهی است که اطلاعات باید در زمان مناسب و متناسب با نیاز و هماهنگ با فرهنگ هر جامعه ای باشد. پدیده بلوغ باید مورد توجه والدین و اولیا و مربیان باشد. به نظر می‌رسد، بهترین زمان برای دادن اطلاعات در مورد هر تحولی زمانی نه چندان نزدیک و نه چندان دور از آن رخداد  باشد، در مورد قاعدگی بهترین وقت، زمان جهش قد در دختران می‌باشد که به فاصله چند ماه پدیده قاعدگی اتفاق خواهد افتاد.

          مجموعه اطلاعاتی که در باره جنسیت و بلوغ برای دختران پیش می‌آید را الفبای زنانگی می‌نامیم. تجارب نشان می‌دهند که ندانستن این الفبا، سلامت جسمی، جنسی، روانی و اجتماعی فرد را دچار مخاطره می‌سازد. این الفبا شامل، شرایط و وضعیت بلوغ و قاعدگی طبیعی و غیرطبیعی، رفتار های زندگی سالم از جمله تغذیه، ورزش، استراحت، استفاده از آفتاب، مراجعه به افراد ذیصلاح برای کسب اطلاعات و کاهش اضطراب و احیانا تشخیص و درمان مسایل فرد و . . . می‌باشد.

لزوم مراجعه به پزشک  

 

·        اگر قاعدگی تا سن 16 شروع نشده باشد.

·        چنانچه صفات ثانویه جنسی مثل جوانه زدن پستان، رویش مو های زهار تا سن 14 سالگی شروع نشده باشد

·        چنانچه سه سال بعد از جوانه زدن پستان قاعدگی اتفاق نیفتد

·        اگر 5 سال از شروع اولین علامت بلوغ بگذرد ولی هنوز قاعدگی اتفاق نیفتد

·        اگر بین قد و وزن با سن همزمان، اختلاف زیادی وجود داشته باشد

·        اگر بعد از برقراری قاعدگی های منظم بطور ناگهانی رویش مو های زبر در ناحیه صورت، زیر چانه یا سایر قسمت های بدن پیش آیـد، مخصوصا اگر این علامت با نامنظم شدن قاعدگی و چاقی همراه شود

·        اضطراب و سوالات نوجوان و یا والدین.

بلوغ پسران  

          تغییرات بلوغ در پسران بین سال های 10 و 16 زندگی رخ می‌دهد. معمولا دو سال دیرتر از دختران شروع می‌شود. طول مدت تحولات در پسران طولانی تر است و منجر به قد بلندتر پسران در مقایسه با دختران می‌شود.

ماهیّت مشکلات نوجوانان

هر جامعه‌ای برای دستیابی به هدف‌های خویش مرزهائی برای عقاید و رفتارهای پسندیده و ناپسند انتخاب یا تعیین می‌کند و به وسیله قوانین جاری، آئین‌های دینی و اخلاقی و قواعد ‌گروهی و سازمانی بر آنها نظارت می‌کند این مرزها که از ارزش‌ها برمی‌خیزد هنجارها را نشان می‌دهند و در نهایت به تفکّر و رفتار آدمی نظم می‌دهند و آن را هدایت می‌کنند.

افراد نیز براساس هدف‌ها و نیازها (فردی و اجتماعی) آگاهانه یا نا آگاهانه و در ارتباط با شرایط محیطی، عقاید رفتارها، نقش‌ها، وظائفی بر عهده می‌گیرند و با دنیای اطراف خود پیوندی نسبی دارند که خود یک حالت تعادلی را نشان می‌‌دهد.

اگر عاملی این نقش‌ها و رفتارها را طوری تغییر دهد که تعادل فردی و اجتماعی او رامتغیرسازد می‌گوئیم مشکلی بوجود آمده است.

مشکل:پدیده‌ای را گویند که بر کارکرد فردی- اجتماعی شخصی و بر کارکرد گروه و یا جامعه معیّن اثر می‌گذارد و یا از آن متأثر می‌شود.

با توجه به تعاریف فوق نوجوانان معمولاً دارای مشکلات ویژه‌ای هستند که این نوع مشکلات با مشکلات دوران کودکی و بزرگسالی تفاوت زیادی دارند بهمین جهت از دوران نوجوانی غالباً به عنوان دوره مشکل و نامتعادل و غیرقابل پیش‌بینی تعریف شده است. این تعریف می‌تواند دارای دو معنی باشد.

1- مطالعات علمی نشان می‌‌دهد که دوره نوجوانی دارای مشکلات بسیاری است که باید هم برای نوجوانان و هم برای گروه اجتماعی او حل و فصل شود تا نوجوان شاد و مطمئن به توانایی خود شود.

2- نوجوان برای معلمان، والدین و جامعه (بطور کلّی) مشکل آفرین است زیرا مشکلات نوجوان گسترده‌تر از مشکلات کودکان است و افراد بیشتری را متأثر می‌سازد.

از طرفی نوجوان برای خود نیز مشکل‌زا است زیرا در نقش جدید خود در زندگی کاملاً سازگاری نیافته و در نتیجه غالباً سردرگم ،نامطمئن ومضطرب است و اگر این مشکل با پشتوانه عاطفی و راهنمایی والدین و مربیان حل نشود چه بسا که فرد را در حالت انتقال از کودکی به نوجوانی متوقف کند و رشد شخصیّت فرد را مختل نماید.

به‌طور کلّی می‌توان مشکلات نوجوانی را به دو دسته تقسیم کرد:

الف: مشکلات کلّی که نوجوان از دوران کودکی خویش در رفع و حلّ آنها کوشش داشته ولی در حل آن کاملاً موفق نبوده است.

ب: مشکلات ویژه که قسمت عمده آنها در رابطه با مرحله رشد او کاملاً طبیعی به نظر می‌رسد.

طرح مشکل‌شناسی

دوره نوجوانی و جوانی از آن جهت یکی از بحرانی‌ترین دوران زندگی فرد بشمار می‌رود که فرد در مرحله عبور از مرز کودکی به مرحله نوینی است که عمیق‌ترین تغییرات شخصیّتی و فیزیولوژیک را به همراه دارد و همواره برای سازگاری با موقعیت‌های جدید تلاش می‌کند.

بحران زمانی است که با اتخاذ تصمیمات نامناسب در این موقعیت درباره نوجوانان احتمال آن را دارد که کارشان به بزهکاری بیانجامد و بر عکس با چند حادثه و حتی لحظات آموزنده و خوشبختی آفرین ممکن است او را در مسیر یک برنامه‌ریزی صحیح و موفق برای آینده سوق دهد.

مشکلات این دوره مورد توجّه بسیاری از متخصصین قرار گرفته و دانشمندان زیادی این مشکلات را از دیدگاه‌های مختلف طرح و طبقه‌بندی نموده‌اند.

از دیدگاه رواشناسی بلوغ و نوجوانی و مسائل نوجوانان بیشتر از نظر فردی تحت عنوان‌های زیر بررسی می‌شوند:

1- رشدی

2- سازشی

3- شخصیتی.

روانشناسی اجتماعی مسائل نوجوانان را در زمره پدیده‌های اجتماعی می‌‌داند

از سوئی دیگر مسائل نوجوانان که به شکل اختلالات در فرد ظاهر می‌شوند باید در روانشناسی مرضی طرح و طبقه‌بندی شوند.

از مجموع نظرات محققین چنین استنباط می‌شود که مهمترین اقدام در جهت حلّ مشکل، تشخیص آن است. در تشخیص یک مشکل هم توجّه به نکات ذیل از اهمیّت بسیار بالایی برخوردار می‌باشد.

1- مشکلات نوجوانان و مسائل او غالباً آمیخته‌ای از چند اختلال است.

(بعضی از روانشناسان معتقدند آمیختگی بحدی است که دو شکل یکسان را بندرت می‌توان در رفتار افراد مشاهده کرد)

2- بین نوجوانانی که در آستانه بیماری روانی قرار دارند و نوجوان مسئله ساز از نظر بالینی علائم مشترکی دیده می‌شود.

3- نامگذاری و طبقه‌بندی مسائل نوجوانان مبنائی برای کمک گرفتن از مطالعات در ابتدای کار است ولی در عمل اختلالات از یکدیگر مجزا نیستند.

4- اختلالات بدنی، مشکلات عاطفی و رفتاری را بدنبال دارند و هم‌چنین مشکلات عاطفی و رفتاری گاه موجب اختلالاتی در نظم بدن می‌شوند بنابراین وجود اختلالات بدنی در مسئله داران را باید جدّی گرفت و آنرا با تعارض معادل نساخت.

5- اختلالات روانی دارای نشانه‌های فراوانی است که در این مجموعه به تعدادی از نشانه‌ها اشاره می‌شود.

6- در شناسائی عوامل ایجاد کننده اختلال در فرد توجّه به میزان تفاوت‌های فردی، میزان رشد شخصیّت، بلوغ عاطفی و ... از اهمیّت بالائی برخوردار است.

توصیه‌های لازم و نکاتی که در قضاوت والدین و مربیان درباره مشکلات نوجوانان باید مورد توجّه قرار گیرد:

- والدین و مربیان اغلب رفتاری از نوجوانان را که مخّل نظم و کار‌آئی در خانه و مدرسه است رفتار دشوار یا مشکل رفتاری توصیف می‌کنند. هر اندازه این رفتارها برای بزرگسالان ناراحت‌کننده باشد کاملاً غیرمنصفانه است که آنها را مشکلات رفتاری بدانند و دانش‌آموز را به خاطر آن یا رفتاری مشابه آن تنبیه نمایند.

غالب اشکال رفتار به واقع دشوار برای سنین پایین‌تر کاملاً هنجار است و بیشتر اوقات نوجوانان به رفتارهای ناپخته و نادرست تنها به این دلیل دست می‌زنند که یاد نگرفته‌اند نیازهای خویش را با شیوه‌های درست برآورده کنند.

هیچ نوع رفتار دشوار نوجوان را نباید به صرف آن از نوع مشکلات سنّی اوست و از بین خواهد رفت کم اهمیّت و نادیده گرفت

باید توجّه داشت که اشکال مختلفی از رفتار که برای سن خاص که در آن رخ می‌دهد هنجار است و نباید برای سن‌های بالاتر تحمّل گردد چه بسا این رفتارها باید اصلاح و بهبودی یابند زیرا رفتارهای فرد کم کم باید منبا اجتماعی و جامعه‌پسند خود را پیدا کنند.

-. چرا که احتمال بقای هر نوع رفتاری وجود دارد، از طرفی اگر این گونه رفتارها نادیده گرفته شود نوجوان فکر می‌کند رفتارش پسندیده است و آن را ادامه خواهد داد.

- در قضاوت رفتاری کودکان و نوجوانان به انگیزه‌ها باید توجّه داشته باشیم زیرا ممکن است فرد کار ضعیف را به انگیزه جلب توجّه، جلب محبّت و تأیید اجتماعی گروه هم‌سن خود انجام دهد.

مشکلات تحصیلی نوجوانان

در این مقاله مطالبی پیرامون مشکلات تحصیلی نوجوانان ارائه می دهیم، به نحوه برخورد والدین و تأثیر آنها ، نحوه برخورد مربیان و تأثیر آنها و علل افت تحصیلی می پردازیم . دوره نوجوانی، در انتقال علم و دانش به نوجوانان دوره مهمی محسوب می شود.از آنجا که نوجوان از نظر ذهنی دارای تفکر انتزاعی می شود ، علوم را به طور انتزاعی درک می کند، معمولاً با جنبه های مختلف علم و مهارتهای مورد نیاز مشاغل آینده آشنا می شود .عده ای از نوجوانان دچار شکست در مسائل تحصیلی می گردند . می توان گفت که مواجهه نوجوان با شکستها ، ناکامی ها و تحصیل که معمولاً با بی علاقگی نسبت به مسائل تحصیلی و کاهش نمرات درسی شروع می شود ، افت تحصیلی نام دارد .به منظور کاهش افت تحصیلی نوجوانان باید از طریق والدین و مربیان اقدام نمود .والدین در مواجهه با افت تحصیلی نوجوانان می بایستی انعطاف پذیر بوده، رفتارهای خشونت آمیز با وی نداشته باشند و در عوض موفقیتهای تحصیلی او را تقویت نموده و به او پاداش دهند. زیرا در یادگیری همیشه حضور پاداش و تقویت اهمیت بسیاری دارد. زیرا فرد از طریق تقویت می تواند به یادگیری بیشتری دست یابد. در غیر اینصورت عدم تقویت فرد در هنگام افت تحصیلی موجب ترک تحصیل نوجوان خواهد شد .به عبارت دیگر والدین می بایستی به نوجوان توجه کافی را مبذول داشته و روحیه اعتماد به نفس وی را افزایش دهند و در نوجوان نسبت به درس خواندن هدف ایجاد کنند.در غیر اینصورت هر گونه رفتار مخالفی در والدین موجب شکست و از بین رفتن اعتماد به نفس وی خواهد شد . مربیان نیز هنگام افت تحصیلی نوجوانان باید توجه کافی داشته باشند که افت تحصیلی نشانه عدم توانایی تحصیلی وی نیست و او را به اندازه کافی تقویت نمایند .
عللی که سبب افت تحصیلی در افراد می شود عبارتند از :
گسیختگی محیط خانواده
عدم اعتماد به نفس نوجوان
عوامل فرهنگیخانوادگی
عدم ارتباط بین والدین و اولیای مدرسه بنابراین محیط خانه و مدرسه، علاقه و رغبت، همسالان و گاهی بی اعتمادی ها می توانند موجد افت تحصیلی گردند. افت تحصیلی چنانچه ادامه یابد به بزهکاری و انحرافات کشیده می شود و در نتیجه ترک تحصیل به وجود می آید.نحوه برخورد والدین نقش مهمی در پیشرفت و یا افت تحصیلی نوجوانان ایفا می کند. براساس تحقیقات انجام گرفته ویژگیهای والدین و محیط خانوادگی، همبستگی بالایی ، با پیشرفت تحصیلی فرزندان دارد. براساس نتایج این تحقیقات ، والدین به سه دسته تقسیم می شوند : ۱) والدین هدایت کننده: این نوع از والدین، کودکان خود را در مسائل تحصیلی هدایت می کنند، آنها را تشویق می کنند و در صورت ضعف فرزند، با تقویت درسی، وی را راهنمایی نموده و به طور کلی در رفع مشکلات تحصیلی به آنها کمک می نمایند . بچه ها را در تصمیم گیریها دخالت داده ، در صورت افت تحصیلی کودک ، با تشویق و کمک بیشتر، وی را به فعالیت بیشتر وا می دارند . روش تحلیل مسائل و جوانب مختلف موضوعات را به کودکان خود آموزش می دهند ، نوجوانان خود را با مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی آشنا می کنند.۲) والدین قدرت مدار : این نوع والدین ، به فرزندان خود سخت گیری می کنند، اجازه سئوال و کنجکاوی به فرزندان نمی دهند ، در صورت افت تحصیلی آنها را به شدت تنبیه می کنند ، خودشان نیز به شدت ناراحت شده و در نتیجه سخت گیریهایشان را بیشتر می کنند . با نوجوان خود ارتباط برقرار نمی کنند ، او را در تصمیم گیریها دخالت نمی دهند و انعطاف پذیری کمی دارند.۳) والدین آسان گیر : این والدین به تکالیف کودکشان اهمیت نمی دهند، وی را آزاد گذاشته تا به میل خود تکالیفش را انجام دهد. هیچ نظم و انضباطی در این خانواده ها برای هیچ کاری وجود ندارد. نظارت چندانی بر تکالیف درسی فرزندانشان ندارند، چنانچه دعوت به انجمن اولیاء مدرسه شوند، اصلاً شرکت نمی کنند. در واقع این والدین در مسائل تحصیلی فرزندان به دو صورت شرکت می کنند : یا کاملاً آزاد می گذارند ، یا مسئولیت کارها را به عهده وی می گذارند. بنابراین رفتار والدین در پیشرفت تحصیلی نوجوانان تأثیر بسزایی دارد. از آنجا که نوجوانی دوره انتقال و یادگیری است، والدین می بایستی به مسائل تحصیلی فرزندانشان توجه کافی را مبذول داشته و با او برخوردهای مثبت و توأم با پاداش و تقویت داشته باشند. معلمین نیز می بایستی انعطاف پذیر بوده، رفتارهای خشن و تندی با آنها نداشته باشند، تا در صورت افت تحصیلی نوجوان بتوانند جبران کرده، به عوامل آن توجه کنند و آنها را رفع نموده تا نوجوانان بتوانند مشکلات خود را جبران نمایند.
عوامل ترک تحصیل نوجوانان نگرش والدین امر بسیار مهمی در تحصیل نوجوانان می باشد که آیا کودکان را به منظور یادگیری و کسب دانش به مدرسه می فرستند یا برای نمره گرفتن .والدین می بایستی به این امر توجه داشته باشند که ملاک درس خواندن یادگیری است نه نمره . یادگیری علم و دانش ، کسب مهارتها برای زندگی آینده ، یادگیری نظم و تربیت ، قوانین جامعه و اجتماعی شدن مهم است .این مورد که برخی از خانواده ها به خصوص خانواده های قدرت مدار به فرزندان توجهی نمی وشد، انعطاف پذیری لازم را ندارند و آنها را به عنوان نوجوان در نظر نمی گیرند، با وی ارتباط برقرار نمی کنند ، موجب عدم اعتماد به نفس در او خواهند شد. زیرا چنانچه والدین به جای تشویق از تحقیر، سرزنش و تهدید استفاده کنند، نوجوان اعتماد به نفس خود را از دست می دهد، خود باوریهایش کاهش می یابد، عزت نفس خود را ناچیز می شمارد و در نتیجه پیشرفت تحصیلی وی تحت تأثیر قرار می گیرد .در این خانواده ها اگر نوجوان نمره پایینی بگیرد، تصور می کند که این شکست ادامه می یابد و شکستهای مکرر موجب افت تحصیلی وی می شود و در صورت ادامه چنین وضعی نوجوان دچار ترک تحصیل می شود و ترک تحصیل نیز سبب ایجاد انحرافات می گردد. باید تذکر داد که عوامل دیگری از قبیل عوامل فرهنگی، اقتصادی، باورها و ارزشها نیز در افت تحصیلی تأثیر دارند. بنابراین در پایان می بایستی اشاره کنیم که والدین نباید نمره را به عنوان ملاک پیشرفت تحصیلی کودک در نظر داشته باشند بلکه هدف یادگیری کودک است. والدین باید انعطاف کافی را در زمینه نمره دانش آموزان داشته باشند تا مشکلاتی را در کودکان و نوجوانان در این زمینه به وجود نیاورند . زیرا اگر انتظار نمره بیست از کودک داشته باشیم چنانچه بنا به دلایلی وی نتوانست این نمره را کسب کند دچار ترس در او خواهیم شد و تکرار این فرایند سبب اضطراب دائمی در وی می گردد زیرا نمره بد مساوی با تنبیه، سرزنش ، ترس و تحمیل می گردد . ترس از یک سو موجب اضطراب کودک می شود و از سوی دیگر موجب کاهش علاقه و رغبت به درس، یادگیری و کسب دانش می شود .والدین باید توجه داشته باشند که هر نوع فعالیت مثبت کودک باید تشویق شود، در زمینه علمی نیز نتایج کاری مثبت کودک باید تشویق شود، تشویق بیشتر باید معنوی بوده، با ایجاد هدف از کسب دانش باید او را به یادگیری بیشتر تشویق کنیم

نگاهی به مقوله نوجوانی، اردو و غنی سازی اوقات فراغت

فعالیت های غیررسمی عموماً مؤثرتر و کارآمدتر از فعالیت های رسمی به حساب می آیند و به رشد و تکامل شخصیت مطلوب و تسهیل بخشی رشد و تکامل اجتماعی نوجوانان می انجامد و امکان تفریحی سالم را برای فرد به همراه دارد.

اوقات فراغت، اوقات ایستا و مرگ زمان نیست، حد فاصل دو فعالیت نیست، منقطع از یک فرآیند آموزشی و تربیتی نیست، بلکه ادامه همان جریان و فرآیند است حتی با شدت و اثربخش تر از آن، چرا که هدف اساسی همه فعالیت های مدرسه، ایجاد انگیزه ها و محرک های لازم برای ادامه رشد و تکامل طبیعی سالم دانش آموزان و امکان کسب معرفت و مهارت های ضروری و ارزش های مطلوب برای بهره مندی از زندگی مطلوب است و در دنیای جدید برای رسیدن به این اهداف مهم دو راه پیش بینی شده است:

یکی از راه ها فعالیت رسمی و محدود به کلاس درس است که کم و کیف آنها از سوی وزارت آموزش و پرورش تعیین و ابلاغ می شود و معمولاً مدرسه، معلم و دانش آموز از آزادی عمل و ابتکار مطلوب نیز محروم اند. دیگری از طریق فعالیت های غیررسمی که به کلاس و حتی مدرسه نیز محدود نبوده و بیش از هر عامل دیگر، از میزان علاقه، تجربه و قدرت ابتکار مربیان و دانش آموزان متأثر است. فعالیت های غیررسمی عموماً مؤثرتر و کارآمدتر از فعالیت های رسمی به حساب می آیند و به رشد و تکامل شخصیت مطلوب و تسهیل بخشی رشد و تکامل اجتماعی نوجوانان می انجامد و امکان تفریحی سالم را برای وی به همراه دارد.

 

متأسفانه در نظام تعلیم و تربیت خود، به شدت از فعالیت های غیررسمی و غیرمستقیم غفلت کرده ایم و به خاطر تب بالای کنکور و کسب موفقیت در دوی ماراتن ورود به دانشگاه که مهمترین ملاک گزینشش متکی بر حافظه نوجوانان این مرز و بوم است، می بینیم که چگونه به قرنطینه سازی آموزشی و رشد و تقویت حافظه نوجوانان خود می پردازیم و از رشد و تکامل اجتماعی و شخصیتی و حتی جسمانی آنان از طریق ورزش و همچنین مهارت آموزی غافل شده ایم. امروزه شاهدیم که علاوه بر عموم مدارس که در تابستان به تشکیل کلاس های جبرانی و تقویتی و ارائه خدمات آموزشی مشغولند، آموزشگاه های علمی و کلاس های کنکور نیز به کمک اولیا شتافته اند تا فرزندان آنها را در قبولی آزمونهای نفسگیر کنکور تضمین کنند. از آنجایی که جامعه سالم نیازمند افراد سالم است و نوجوان و جوان سالم، سرمایه سالم و برکت جامعه است، بیایید به جامعه سالم فردایمان بیشتر بیندیشیم، جامعه ای که سعادت و سلامت نوجوانان و جوان در آن تأمین شدنی باشد. دستیابی به سلامت و سعادت او نیازمند برنامه ریزی است و برای برنامه ریزی هر گروهی، بایستی ابتدا مخاطب شناسی کرد و در این راستا ضروری است دوره نوجوانی را خوب بشناسیم و به این پرسش پاسخ داده شود که: چرا به دوره نوجوانی تکیه می کنیم و به آن اهمیت قائلیم؟ به نظر بیشتر صاحبنظران تعلیم و تربیت «نوجوانی برزخ میان کودکی و بزرگسالی است»نوجوان در این سن شیفته دستیابی به استقلال است.

 

دوره نوجوانی دوران تحول و تغییر است، دوره تولد دوباره فرد است. دوره شکل گیری شخصیت فرد است. دوره بی سروسامانی روحی است. دوره نوجوانی، عموماً دوره «زندگانی تشنج انگیز» و دوره «طوفان و فشار» است. دوره شکل پذیری، دوره کسب مهارت ها، دوره تغییرات جسمانی و روانی، دوره تکامل هوشی و ذهنی است، دوره نشاط و شادابی، دوره هدایت و هویت یابی و دوره مسئولیت پذیری فرد است و در نهایت باید گفت: این دوران، « نقطه عطف زندگی » انسان است. با عنایت به ویژگی های این دوران است که بر توسعه برنامه های غیررسمی (فوق برنامه) در تمامی نظام های تعلیم و تربیت تأکید می شود. چرا که فعالیت های غیررسمی مانند برگزاری فعالیت های گروهی بر اصول و قواعد و قوانینی استوار است که بر پویایی، نوگرایی، خودپویایی، نفوذ و انگیزش اعضای گروه تأ کید دارد و اینها نیز از مقولاتی هستند که در نوجوان مؤثرتر است. اگر سعادت و بهروزی نوجوان ملاک توسعه جامعه سالم باشد، بایستی برای اوقات فراغت او برنامه ریزی شود. به برخی از ویژگی های فعالیت های گروهی غیررسمی که وجه تمایز آن از فعالیت رسمی مدرسه ای است، می توان به قرار زیر اشاره کرد:

 

۱- مدیریت پرهیزی به جای تجویزی: محور برنامه، دانش آموز (نوجوان) است و خود بالندگی او مطرح است و مربی فقط تسهیل کننده امور است.

۲- خود آغاز گری و خودفرمانی عضو، محور است و هدایت و نظارت غیرمستقیم و پرهیزی مربیان توصیه می شود. همان گونه که تا فرمان را دست فرد ندهیم رانندگی یاد نمی گیرد، نوجوان را تا رهایش نکنی، تربیت نمی شود.

۳- فعالیت های گروهی یک کلاس باز است که فرد باید خود کشف کند و خود دریابد و خود به کار گیرد.

۴- تخلیه هیجانات سرگردان نوجوان، رهایی از احساسات با کسب بینش و دریافت ادراکات جدید همراه با رفتارهای خودمبتکرانه را به دنبال دارد.

۵- رشد عاطفی، توسعه خودپنداری و تعیین نیازهای پرورشی نوجوان را به همراه دارد.

6- موجب ارتقاء آگاهی و رشد فردی، کسب مهارت ها، ارتقای آموزش های اجتماعی و تحصیلی متنوع نوجوان می شود. ۷- نوجوان توانایی ها وشایستگی های خود را کشف و بر آنها وقوف می یابد.

۸- همان گونه که به هنگام نفس کشیدن نمی توانیم حرف بزنیم و در بیرون دادن است که می توانیم حرف بزنیم، در فعالیت های غیررسمی است که دانش آموز فرصت می یابد که حرف بزند، چرا که در اینجا برخلاف فعالیت رسمی، هدف انباشتن ذهن او نیست، هدف پرورش روح اوست.

۹- تأکید بر نقاط مثبت و پاداش دهی است و از نقاط منفی، تغافل و از مجازات پرهیز می شود. در پاداش نیز به این اصل بایستی توجه کرد که: «پاداش بایستی براساس نیازهای ارضا نشده فرد باشد.»

۱۰- آن فعالیت گروهی مطلوب است که محیط مملو از یادگیری، نقش مربی آسانگری و تسهیل بخشی و دانش آموز خود فرمان و آغازگر باشد. حال در بستر نقادی می توان گفت به میزانی که فعالیت های گروهی ما و یا تشکیل کلاس های فوق برنامه در تابستان به ملاک ها و ویژگی های یادشده نزدیک باشد، به همان میزان به کسب توفیق در اجرای فعالیت غیررسمی نائل آمده ایم و الا خدای ناکرده به عوض «فرصت سازی»، به «فرصت سوزی» پرداخته ایم.

 

حال در بستر نقادی می توان گفت به میزانی که فعالیت های گروهی ما و یا تشکیل کلاس های فوق برنامه در تابستان به ملاک ها و ویژگی های یادشده نزدیک باشد، به همان میزان به کسب توفیق در اجرای فعالیت غیررسمی نائل آمده ایم وگرنه به جای «فرصت سازی»، به «فرصت سوزی» پرداخته ایم. یکی از کامل ترین فعالیت های گروهی که اثری بس ماندگار در تربیت و شخصیت فرد دارد، برگزاری اردوهای با برنامه و صحیح است، چرا که:

* اردو لحظه های جدایی از زندگی روزمره است و دگرگونی اساسی هم در این ساعات به وجود می آید، استعدادها را نیز در این جمع شدن ها می توان کشف و تقویت کرد،

* اردو جایگاه معرفی هویت نوجوانان و تصحیح و شکل دادن به این هویت است،

* اردو پنجره باز و روزنه نامحدودی است به سوی طبیعت، معرفت، فرهنگ و شناخت مسایل گوناگون زندگی و روزگار.

* در اردو و هر تشکیلات دیگر،مهم این است که روح تشریک مساعی، تعاون، ایمان، صداقت و معرفت در بین اعضا به وجود بیاید.

* اصل اردو آشناسازی فرد با طبیعت است.

* اگر انگیزه نوجوان و والدین برای شرکت در اردوها کمتر شده، بایستی علت را جستجو کرد. شاید در اردو آموزشهایی داده شده که فرد احساس می کند در جای دیگر مثل آموزشگاه و مدرسه و مسجد هم می تواند آن آموزش ها را فراگیرد.

* شاید در اردو، آموزش مهارت ها و فنون جای خود را به چیزهای دیگری داده است،چرا که در اردو «کار» محوریت دارد، مثلاً شمارش درخت در اردو، یافتن انواع سنگ در کنار رودخانه یا دریا، یافتن غذا و تهیه آن یا مخابره با پرچم و یا مخابره با سوت که مثلاً با یک سوت بیا، با دو سوت قایم شو و اینها کاری است که هم آموزش است و هم لذت بخش است و موجبات مفرح شدن روح را فراهم می کند و از این باب تفریح هم هست، مگر نه آن است که هر چیزی موجبات انبساط روح و لذت خاطر انسان را فراهم کند، تفریح است، همان گونه که حضرت علی(ع) می فرمایند: «بهترین تفریح، کار است» که در فرهنگ ما این می تواند یک پارادوکس تلقی شود.

اهمیت توجه به نیازهای نوجوانی

نوجوانی مرحله تغییرات اساسی است. تغییراتی که در ابعاد مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی نمود پیدا می‌کنند. وجود این تغییرات نیازهای جدیدی را برای وی بوجود می‌آورد. برآورده شدن مناسب این نیازها به نوبه خود سازگاری سریعتر و بهتر او را با آنها میسر می‌سازد. در کنار بحران و تحولی که نوجوان در این دوره سنی تجربه می‌کند، عدم برآورده شدن این نیازها به شیوه مناسب مشکلات افزون‌تر را موجب می‌شوند. از این لحاظ توجه به شناخت این نیازها قدم اساسی در کمک به نوجوان در گذر از این دوران است. خانواده و در سطح گسترده‌تر اجتماع با کاربست شیوه‌ها و برنامه ریزیهای مناسب ، بهداشت دوران نوجوانی را فراهم آورده و زندگی و شخصیت سالم‌تری را برای وی رقم می‌زند.

نیازهای زیستی دوره نوجوانی

رشد جسمی ویژگی بارز تغییرات دوران بلوغ است. به دنبال رشد قد ، وزن ، رشد عضلات و حجم قلب و تغییرات متابولیکی ، نیازهای تغذیه‌ای وی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. در دوران نوجوانی نیازهای غذایی نوجوان هم از لحاظ کمیت (به علت ازدیاد سرعت رشد) و هم از لحاظ کیفیت قابل اهمیت است. رشد بافتهای عضلانی احتیاج به رژیم غذایی سرشار از مواد پروتئینی دارد. پس از دوازده سالگی احتیاجات غذایی دختر و پسر متفاوت می‌شود. بنابراین دستورالعمل درست تغذیه آنها نیز دیگر نمی‌تواند یکسان باشد. دختران نوجوان به 2500 کالری و 80 تا 100 گرم پروتئین نیاز دارند که تقریبا 15% کالریهای لازم باید از طریق پروتئینها ، 25 درصد از طریق چربیها و 60 درصد از طریق گلوسیدها و مواد قندی تامین شوند. تغذیه درست دختر نوجوان آماده ساختن او برای توانایی مادر شدن است. در حدود بلوغ ، افزایش وزن پسران با پراشتهایی و سیری ناپذیری آنها نمود پیدا می‌کند. حتی با یک فعالیت طبیعی مصرف کالری نوجوان پسر به اندازه احتیاجات یک بزرگسال که کارهای سنگین انجام می‌دهد، خواهد بود. احتیاجات غذایی ، نیاز به کلسیم و پروتئین و مواد معدنی به علت بالا رفتن سرعت رشد نسبت به دیگر دوران افزایش چشمگیر پیدا می‌کند. عدم ارضا نیازهای تغذیه‌ای نوجوان صدمات و آسیبهای جدی می‌تواند به بار آورد. مقاومت این نوجوان در برابر بیماریهای عفونی معمولا کمتر است. توان انجام کارهای سنگین را ندارد و دختران به هنگامی که زن جوانی شده و باردار می‌شوند، شرائط بارداری را به سختی تحمل می‌کنند.

نیازهای عاطفی مرحله نوجوانی

·         رشد احساسات و عواطف بخش اصلی ویژگی دوران نوجوانی را تشکیل می‌دهد. شناخت ویژگیهای این تحولات عاطفی کلید اصلی حل مشکلات عاطفی این دوره است. با توجه به این که در این دوران بیداری هیجانات زندگی عاطفی نوجوان را دربر می‌گیرد، وی با نیاز شدید به دوست داشتن و دوست داشته شدن مواجه است. گاه این نیاز به صورت برقراری پیوندهای دوستی و گاه در خیالپردازیها و رویاهای نوجوان نمود پیدا می‌کند.بر این اساس و با توجه به نیاز مبرم نوجوان به تامل و تفکر و درونی شدن احساسات وی ، لازم است فرصتهای کافی برای اینکه پاره‌ای از ساعات با خود خلوت کند و به اندیشه فرو رود، در اختیار وی قرار گیرد و والدین و مربیان آگاهانه و ناآگاهانه خلوت مورد نیاز او را بر هم نزنند و با این عمل علاوه بر ارضا نیاز طبیعی او ، اعتماد او را نسبت به خود سلب ننمایند. با این حال با توجه به سرکش بودن عواطف نوجوان و نیاز به کنترل و نظارت بزرگترها ، این نظارت نباید به صورت سختگیرانه و بی‌توجه به نیازها و شرائط نوجوان صورت گرفته و از حد اعتدلال خارج شود.

·         با توجه به بی‌ثباتی عاطفی این دوران و زود رنجی ، نوجوان نیاز دارد که همواره تکیه گاه مطمئنی برای خویش داشته باشد، به بزرگترها اعتماد کند و در مواقع ناامیدی و نگرانی به این پناهگاه مطمئن پناه ببرد.

·         نوجوانان شدیدا نوجو و تازه طلب هستند. نیاز به تجارب جدید و متنوع دارند. این نیازها نیز با توجه به شرائط فرهنگی و اعتقادی باید به شیوه مناسب مورد توجه قرار گیرند. از نمودهای این ویژگی تمایل به مدلهای جدید لباس ، آرایش و ... است.

·         ماجراجوئی ویژگی مهم دیگر این دوران است که باید مورد توجه قرار گرفته و نیازهای نوجوان و شرائط و امکانات سالم برای ارضا این نیاز وی فراهم گردد. فراهم کردن امکانات مناسب از قبیل رمانهای سالم و مهیج ، فیلمها ، ورزشهای خاص می‌تواند بطور سالم نیاز وی را برآورده کند.

·         برخلاف تصوری که خود نوجوان از رشد فکری خود دارد، آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، این است که هنوز تفکرات او رشد کامل و پخته‌ای نیافته است. ارائه کمکهای فکری و راهکارهای پیشنهادی برای کمک به تصمیم گیری را به عنوان یک نیاز باید از نظر دور داشت.

نیازهای اجتماعی نوجوان

تمایل به برقراری پیوندهای اجتماعی ، عضویت در گروههای خاص ، پیدا کردن شغل و جایگاه مناسب اجتماعی بسیار مورد توجه نوجوان است. او نیاز دارد در میان دوستان و همسالان باشد، در گروههای ویژه‌ای جایگاه و نقشی برای خود داشته باشد و استقلال مالی را تجربه کند. خانواده و جامعه باید به این دسته از نیازهای نوجوان ارج نهاده و با راهنمایی و نظارت خود نیاز او را به صورت سالم برآورده سازند. در غیر این صورت عضویت در پیوندهای اجتماعی نامناسب و مصرانه به دنبال جایگاه جمعی بودن مضرات فراوانی می‌تواند به بار آورد

 

دکتر حوریه شمشیری میلانی

دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی